ابريشم وسط سالن پذيرايى خونه ت و فك كنى بهش لطف كردى و ازش بخواى ازت ممنون باشه..
در واقع گند تو زندگيش!
باران نوشت1: من از اون آدماي مزخرفم که خيلي تحمل مي کنم. خيلي کوتاه ميام. ولي امان از اون روزي که روي سگم بالا بياد. تهديد نبود. گفتم که اطلاعاتت بره بالا. (مخاطب خاصي داره که هيچ وقت نمياد اينجا
باران نوشت2: اينروزاوقتي سرم به بالش ميرسه، يه نفرمدام تو سرم حرف ميزنه ،تحليل ميکنه ، دعوا ميکنه ، جيغ ميزنه ، هر کاري ميکنه ،جز خفه شدن
باران نوشت3: باز منمُ بغضي که فقط فرزند آخر درک ميکنه
ما را در سایت تنهاتر از سکوت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: tannaz
بازدید: 129