کـــاش آن شهـــید میـــدانست چندی بعـــد در این خـــاک ... روز به روز زنـــانه تر ابرو بر میدارند روز به روز مردانـــه تر حجـــاب را ...
رفتم کتابخونه گفتم : " ببخشید از سعدی چی دارین ؟ " میگه : " کتابشو میخوای ؟؟؟؟؟؟ " گفتم : " نه ! انگشتری ، لباسی ، کتونی تایگری ، دمپايى لا انگشتى چیزی اگه مونده اونو لدفن :|||| "
پســـرهایـــش
و
دختـــرهایش![]()
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻌﻀﻲ ﻭﻗﺘﺎ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻣــﺎﻣــﺎﻧﻢ ﻣﻴﺴﻮﺯﻩ !
ﻭﻗتایی که ﻣﻴﺎﻡ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﻭ ﻏﺮﻕ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻣﺠﺎﺯی ﻣﻴﺸﻢ
ﻭ ﺍﻭﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ می ﺑﻴﻨﻪ
ﭼﻪ ﻧﺴﻞ بی ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺍی ﺷﺪﻳﻢ ﻣﺎ :(
![]()
18سالگی: کاش به این پسره که تو راه مدرسه هی میگفت پیس پیس پا میدادم
25سالگی: کاش واسه اون یارو بی ام وئیه که جلو پام ترمز کرد ناز نمیکردم
۳۵سالگی: کاش واسه پسره همسایه پش چش نازک نمیکردم
۴۰سالگی: کاش زنه اون پسر کارمنده میشدم که خیلی عالی بود
50 سالگی: کاش وقتی مامانه مرجان مُرد زنه بابای مرجان میشدم
۶۰سالگی: کاش مامان بزرگه مرجان میمرد لااقل
۷۰سالگی: کاش عزرائیل زن میگرفت ![]()
ما را در سایت تنهاتر از سکوت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: tannaz
بازدید: 125