من و دخترك

خرید بک لینک
رومینا: مامان کاش اسم من سیندرلا بود.

من: اَاَه رومينا سيندرلا يه اسم كارتوني هست اگه اسمت رو بذاري سيندرلا همه مسخره ات ميكنن.

رومينا: آخه اسمش قشنگه .

من: قشنگه اما اسم واقعي نيست كه آدما رو خودشون بذارن .

رومينا: آخه سيندرلا يه پرنسس بود من هم دلم ميخواد پرنسس باشم.

من: مگه يادت نيست بلير ويلو تو افسون شاهزاده چي گفته ، همه دخترها تو وجودشون يه پرنسس

هست تو هم مثل همه دخترها يه پرنسس هستي. تازه معني اسم تو خيلي زيباتر از سيندرلا هست.

رومينا: مثلا معني اسم من چيه؟

من: پاك (هرچي فكر كردم براي كلمه زدوده شده و عاري از ناپاكي كلمه اي پيدا كنم تو اون لحظه به ذهنم

نرسيد)

رومينا يكدفعه از خنده پخش زمين شد: خب مامان يكدفعه بگو من پودر لباسشويي هستم ديگه

حالا بيا با اين بچه بحث فلسفي كن.

***********************************

رومينا از مدرسه برگشته داخل كيفش رو طبق معمول هر روز چك ميكنم دفترچه يادداشتش رو جا گذاشته.

خيلي عصباني ميشم : باز تو وسايلت رو جا گذاشتي مدرسه؟ الان من از كجا بايد بفهمم كار فردات چي هست؟

رومينا: خاله توش نوشت من گذاشتمش تو كيف؟

من: پس كو؟ فكر كنم يه صحبتي بايد با خاله شيرين در مورد شما داشته باشم كه اينقدر نسبت به وسايلت

بي مسووليت هستي اون از دفترچه ات اينهم از فرم مدرسه كه لوله كردي چپوندي تو كيفت انگار نه انگار

كه فردا قراره بپوشيش همه اش چروك شده . به هرحال فردا با همين لباس چروك ميري مدرسه تا

يادت بمونه لباس و وسايل مال تو هست و بايد مراقبش باشي.

شب دو تايي تو اتاق رومينا و البته روي تخت دو نفره رومينا

من: رومينا يادت باشه فردا رفتي مدرسه اول دنبال دفترچه ات بگرد و پيداش كن .

رومينا: ببين مامان وقتي مي بيني دفترچه ام رو جا گذاشتم(دهانش رو گرد كرد صداش رو كلفت كرد

كه مثلا اداي من رو در بياره) نياي بگو آيييييييييييييي اويييييييييييييي رومينااااااااااا چرا گذاشتي چرا

حواست نيست آروم بگو(با صداي نازك) دخترم عزيزم فردا رفتي مدرسه دفترچه ات رو پيدا كن.

من: خب مگه اولين بارت هست؟ من خيلي از اين ناراحتم كه تو اصلا براي وسايلت اهميت قائل نيستي

چون خيالت جمعه كه مامان و بابا برات ميخرن اما دارم بهت ميگم وسايل امسالت اگه زودتر از زمان

خراب بشه سال ديگه با همين وسايل خراب بايد بري مدرسه و ديگه هيچ چيز جديد خريده نميشه.

بعدش مگه تو نمي بيني اتوكشي چقدر وقت منو ميگيره ، فرم مدرسه هم هر روز بايد پوشيده بشه

حداقل وقتي ميخواي بذاري تو كيف تاش كن كه نه مقنعه نه لباست اونطوري چروك نشه.

رومينا: آخه مادر من ، من كه تا كردن بلد نيستم .

*****************************************

از كلاس نمايش خلاق خوشش اومده طوري كه در كل يك ساعت و نيم اصلا از كلاس خارج نشده

يعني اينقدر كه بعدش به كلاس نقاشي ميگه خسته كننده.

****************************************

آقاي مسوول تعاوني اداره هر وقت كه رومينا با من مياد خريد اجازه ميده رومينا اون دستگاه باركد

خوان يا بقول رومينا بيب بيب رو روي اجناس بكشه .

ديروز رفتيم خريد و رومينا رفته پشت دخل.

آقاهه: از اين يه دونه هست؟

رومينا: نه دو دونه هست.

آقاهه: يه دونه انار دو دونه انار..

رومينا: سه دونه انار چهار دونه انار پنج دونه انار شيش دونه انار.

آقاهه: پايه هستا

*******************************

با مامان باران خيلي جوره

من: رومينا الان رفتي سمت دفتر خاله سلاله هم بود.

رومينا: خاله سلاله ديگه كيه؟

من: واه مامان باران ديگه؟

رومينا: آهااااااااااا مامان باران كه هميشه منو گاز مي گيره.

**************************************

این هم یکی از کارهای کلاسشون بود که کلاژ دریا و اوریگامی ماهی هست.

خب این هم یه صفحه تصویری بود که قرار بود بچه ها براش یه قصه تعریف کنن

این هم متن قصه که رومینا گفت و من نوشتم.

اما قصه اینه(از زبان رومینا):

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود.

یه آقا خرگوشه ای بود که میخواست برای خودش سیب جمع کنه اما قدش نمی رسید.

پیش خودش فکر کرد و گفت: اگه من روی یک سنگ واستم قدم میرسه؟

اما نه - روی سنگ واستاد و گفتش الان قد بلندی میکنم ببینم چی میشه.

اما نشد و خودشم داشت می افتاد.

بعد فکر کرد اگه با یه چیز دراز مثل چوب درخت رو تکون بدم یا شاخه رو بیارم پایین میتونم؟

روی سنگ واستاد و با چوب تکان داد و گفت : وای تونستم.

بعدش مامان گفت: چطور تو با قد کوتاهت تونستی سیب ور داری؟

خرگوشه گفت: من میخواستم سیب بردارم نتونستم بعد فکر کردم روی سنگ واستم

قدم میرسه دیدم نه نمیشه.

بعد فکر کردم اگه روی سنگ واستم با چوب تکان بدم چی؟ بعدش تونستم .

مامانش گفت: آفرین پسر خوبم.

******************************

اینها کارهای دستیش که مال کانون هست.

۱- یه مرغ چاق که قسمت دمش سوراخ داره دقیقا مثل لیوانهای قدیمی یا ریتون

یعنی تو خالی درستش کردن اما از این زاویه قیافه مرغه مشخص نیست.

۲- یه صورتک شبیه صورتکهای سرخپوستی یا آفریقایی که بیرو میفروشن با سوراخهای دماغ گنده

و لبهای قلوه ای و موهای لاخ لاخ

۳- ماسک بالماسکه که اول قالب گرفتن بعد از ساختن رنگ آمیزی و تزیینش کردن این مال مهدش بود.

۴- یه قوری البته درز زیاد داره و از توش آب رد میشه وگرنه میخواستم توش گل بذارم.

۵- یه دیس میوه

۱- عروسک با چوب آبسلنگ و کاموا

۲- کفشدوزک با سنگهای رنگ شده

۳-کرم با استفاده از کاغذ فشرده شده و چسب چوب

۴- کرم با گل سفال

۵- خودش میگه قورباغه اما بنظر من شبیه هشت پا هست

۶-صورتک با بادکنکی که توش رو با آرد پر کردن

۷- تابلوی سفال از خودش

۸- مجسمه شیر

۹-تخم مرغ سفالی رنگ شده

۱۰- گل درست شده از فوم گل سازی

۱۱- صورتک

۱۲- شماره نخورده اما اون وسط یه چیزی گرد هست یه دستبند هست که با چوب

آبسلنگ درست کردن و روش رو با پولک تزیین کردن.

سفالیها همه مال کانون پرورشی هست بقیه هم مال مدرسه

کوبلن های قدیم یادتونه این مدل جدید کوبلن هست که دخترک بهش میگه

دوزی . خودش پیشنهاد کرد که براش بخرم انصافا هم خوب یاد گرفته اما

خوب هنوز وقتی سر مرز رنگ بندی ها میرسه باید کمکش کنم تا بره ردیف

بعدی

این هم دار گلیم دخترکم که تابستون تو مدرسه گلیم بافی

داشتن اون کیف کوچولو هم حاصل تلاش دخترکم هست که

وقتی تموم شد معلمش درزش رو براش دوخت ، دارش هم

دوباره چله كشي شده براي بافتن.

آسونه اما تمرکز میخواد که نخها رو اشتباه رد نکنی.

همچين دختر هنرمندي داريم ما حالا اين پويا بايد بياد وقت بگيره نقاشي هاش رو پخش كنه


تنهاتر از سکوت...

ما را در سایت تنهاتر از سکوت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: tannaz بازدید: 155 تاريخ: يکشنبه 14 مهر 1392 ساعت: 12:32

صفحه بندی